تبليغاتX
کلیپ //س//و//س//ک//ی//...دانلود //1:2mb

جوک

 
 

هشدار!!! این برگ حاوی مطالب بسیار زننده است لطفا اگر زیر 18 سال سن دارید یا نمیخواهید مطالب زشت را بخوانید از این برگ خارج شوید. جوکهای اسلامی بالای 18 سال ميکن احمدي نزاد دستور داده قيمت شير رو 10 % ببرن بالا بعد ازش ميبرسن جرا اين دستور رو داديد ميکه به خاطر حمايت از کاو هايي که بهم راي دادند. -------------------------------------------------------------------------------- یه بسیجی میمیره اون دنیا، به دلیل خدمت به نظام و مطیع رهبر بودن میگن میری بهشت، داشته میرفته طرف بهشت، از پشت شیشه میبینه آقای احمدینژاد داره با جنیفر لوپز نزدیکی (!) میکنه، میگه آقا اینجا کجاست؟ فرشته ها بهش میگن اونجا جهنمه، بسیجیه میگه، اهه! اونجا باحالتره انگار، منم میخوام برم جهنم، بیخیال بهشت، فرشته ها بهش میگن، نه ما داریم در اصل جنیفر لوپز رو عذاب میکنیم. -------------------------------------------------------------------------------- یه دختره داشته توی حمام دوش میگرفته ناگهان برق میره دختره میترسه میگه یا امام حجت ابن الحسن العسگری ناگهان امام ظهور میکنه، میگه عزیزم اینجور موقع ها میتونی من رو مهدی جون صدا کنی. -------------------------------------------------------------------------------- برو ای گدای مسکین، در خانه علی زن که علی زن در در آید، تورو آنچنان بگاید که دگر هیچ گدایی در آن خانه نیاید! -------------------------------------------------------------------------------- بسیجی ها میدونید به جنده چی میگن؟ میگن منجی عالم حشریت! -------------------------------------------------------------------------------- یه قزوینیه آخوند میشه ازش میپرسند این چه کار زشتی بود کردی؟ میگه شنیده بودم مردم به آخوندا پشت کردن! -------------------------------------------------------------------------------- امام جمعه رشت بچه دار میشه سازمان مجاهدین مسئولیتش رو بر عهده میگیرن. -------------------------------------------------------------------------------- يه روز خامنهاي و خميني و رفسنجاني يه دختر از خيابون بلند مي كنن مي گن بريم حال كنيم. خلاصه تو خونه بعد از كلي تعارف اول خميني مي ره تو اتاق وقتي مياد بيرون مي گه اه اين چي بود بتول خودم خيلي بهتره. بعد خامنه اي مي ره تو ,مي ياد مي گه :اه زن خودم خيلي بهتره . رفسنجاني مي ره تو مي ياد مي گه : راس مي گه بابا بتول خيلي بهتره!! -------------------------------------------------------------------------------- جوونک تخسی رو با پژوی پدرش ميگيرن، برادر بسيجي میره جلو و ميپرسه: اين خانوم كه باهاته، صيغه‌ست يا عقدي؟ پسره ميگه: فاحشه است ، نقدي!! -------------------------------------------------------------------------------- یه دختره از یک آخوند میپرسه حاج آقا میشه من با دوست پسرم بخوابم؟ حاج آقا میگه استغفروالله، دختره میپرسته حاج آقا میشه من با یک غریبه بخوابم؟ حاج آقا میگه اعوذ بالله، دختره میگه حاج آ قا میشه من با شما بخوابم؟ حاج آقا میگه بسم الله! -------------------------------------------------------------------------------- يه روز خامنه اي و خاتمي و رفسنجاني داشتن با ماشين مي رفتن يه كوري رو ميبينن سوار ميكنن به كوره ميگن مارو مي شناسي ؟ كوره يه دستي ميكشه صورت خامنه اي ميگه اين با اين ريشاي در هم برهم خامنه ايه رو صورت خاتمي هم دست ميكشه ميگه اين با اين محاسن مرتبش حتما خاتميه نوبت اكبرشاه (همون رفسنجاني خودمون)ميشه , كوره يه دستي به صورت رفسنجاني ميكشه ميگه كونكشا خانومم كه سوار كردين... -------------------------------------------------------------------------------- روز مادر اكبرشاه مي آيد خانه به اكبر مي گويد ننه خدا خيرت بده كه مشكل مسكن جوانان را حل كردي . طرف مي پرسه چطور ننه . جواب ميده آخه آلان كه ميومدم خونه تمام جوانان با ماشين جلويم مي ايستادند مي گفتند خانم خونه خاليم داريم -------------------------------------------------------------------------------- يه روز يكي از برادران دلاورمرد بسيجي كه در زمان دفاع مقدس شيميايي شده بوده، ميره دم در بيت معظم رهبري! زنگ ميزنه، خانم معظم مقام معظم رهبري در رو باز ميكنه.. برادر بسيجي با اون صداي گرفته شيميايش ميگه، سلام عليكم و رحمت الله، بسم الله القاسم الجبارين، حضرت آيت الله العظما سيد علي خامنه اي در منزل تشريف دارند؟ خانم معظم مقام معظم رهبري هم كه نميدونسته طرف شيمياييه و صداش اصولا كم هست، بر ميگرده و با صداي آهسته ميگه، نه!!! بيا بريم تو تا كسي نفهميده -------------------------------------------------------------------------------- یکبار حضرت بتول به حضرت امام میگه، روحی! تو این همه چیز میز به نام خودت کردی، بیمارستان، خیابان، بزرگراه، بنیاد و ... بی انصاف چرا هیچ چیزی به نام من نمیکنی؟ یه خیابونی، کوچه ای چیزی آخه! حضرت امام میفرمایند لکن خفه ضعیفه! اگر خیابان به نام تو کنیم، این ملت به راننده تاکسی ها میگویند، "20 تومن تا ته بتول"! جواب خدا را چه بدهیم؟ -------------------------------------------------------------------------------- آقا ,يارو جانباز بود بعد از جنگ بردنش واسه يك برنامه بخاطر تجليل و مصاحبه.از يارو پرسيدند .جناب شما 8-7 سال جبهه بوديد كدوم قسمت مشغول جهاد بوديد؟ يارو گفت:والله ما زرشك پاك مي كرديم.بهش گفتند :يعني داخل آشپزخونه بوديد؟ گفت:نه,اين تابلوهايي بود كه روش نوشته بود كربلا ما دارييم مي آييم.اينها رو هي زيرش مي نوشتند زرشك ,ما مسوول بوديم كه اين زرشكارو پاك كنيم. مصاحبه گر ميگه عجب.ميشه حالا در مورد امدادهاي غيبي صحبت كنيد واينكه آيا شما هم امدادغيبي ديديد؟ يارو ميگه.اي, ي چيزايي مي ديديم.مثلا ايستاده بوديم خمپاره مي اومد ميخورد كنارمون ي دفعه چند نفر از اطرافمون غيب ميشدند. مصاحبه گر مي فهمه يارو چت ميزنه.واسه دك كردنش بهش ميگه به عنوان آخرين سوال آيا شما در جبهه ايثارهم كرديد؟ يارو ميگه:والله ما عيسي اونجا نداشتيم ,اما يكي بود اسمش موسي بود گهگاهي بچه ها مي كردنش. -------------------------------------------------------------------------------- يه يارو يه دختر بلند ميكنه تو خيابون بعد بسيجيا ميگيرنش بسيجيه بر ميگرده به دختره ميگه "خواهر بفرماييد تو ماشين" يارو برميگرده به بسيجيه ميگه، اهه؟؟؟ خواهرته؟؟؟ جندس؟؟؟؟! -------------------------------------------------------------------------------- میدونید چرا بسیجی ها به همدیگر میگویند خواهر و برادر؟ چون حضرت امام مادر همهشان را گاییدن فرمودند. -------------------------------------------------------------------------------- يك روز يه عربه مي ره پيش دكتر مي گه : آقاي دكتر .. كيرم درد مي كنه دكتر مي گه : كير چيه عزيزم ... بگو عضوم عربه مي گه : دستت درد نكنه آقاي دكتر ... يعني ما 5 ساله كير بسيجيم.. -------------------------------------------------------------------------------- یکروز حضرت محمد و حضرت نوح و بقیه برو بچه های الهی داشتن تو بهشت برای نماز جمعه به سمت مسجد بهشت میرفتند، یهو حضرت عیسی میاد با یک بنز آخرین سیستم رد میشه میره... حضرت محمد به حضرت موسی نگاه میکنه میگه، میبینی خدا چه حالی به این عیسی میده؟ چرا به ما ماشین نمیده؟ ما تا کی باید پیاده راه بریم؟ حضرت موسی میگه، اگه مادر تو هم به خدا میداد، الان تو هم بنز سوار میشدی... -------------------------------------------------------------------------------- یکروز یک بابای دارت دستش گرفته بوده به سمت یک سیب نشانه میگرفته و پرتاب میکرده، هربار که دارت به هدف نمیخورده با عصبانیت میگفته ، اه ریدم توش، خورد پهلوش! یه آخونده از اونجا رد میشده میره پیش این جوان میگه پسر جان عزیزم، نور دو عینم، این حرف رو نزن زشته وسط خیابون، خوار مادر مردم از اینجا رد میشن! بجایش بگو متاسفانه در نشانه گیری من اشکالی پیش اومد لکن دارت به هدف نخورد، طرف بر میگرده میگه خفه شو مادر سگ آخه به تو چه تو کار مردم دخالت میکنی؟! آخوند دل شکسته رو به آسمان میکنه و میگه خداوندا این احمق رو من اومدم نصیحت کنم حالیش نشد، خودت یا هدایتش کن یا بکشش! ناگهان از آسمان صاعقه ای پدید میاد و به آخوند میخوره و آخوند به فاک میره، از آسمان صدای ملکوتی ای میاد که ، اه ریدم توش، خورد پهلوش! -------------------------------------------------------------------------------- به یه یارو میگن تو میتونی یه آیه مثل قرآن بیاری؟! میگه آره مشتی! "هل تفکرون نحن خلقناکم بیضه بیضا" ازش میبپرسند یعنی چی؟ میگه "آیا فکر میکنید ما شما را تخمی تخمی آفریدیم؟" -------------------------------------------------------------------------------- توی اون دنیا بین یک حوری خوشگل بهشتی بین حضرت محمد و حضرت عیسی و حضرت موسی اختلاف پیدا میشه، میگن بیاید تاس بیاندازیم هرکس بیشتر آورد اون حوری رو میبره... موسی تاس رو میاندازه سه و چهار میاد، نوبت عیسی میشه عیسی تاس میاندازه جفت شیش میاد، عیسی دست حوری رو میگیره که بلند شه بره، محمد میگه صبر کن بیپدر! من ننداختم هنوز، محمد تاس میاندازه جفت هفت میاد! موسی میگه این محمد اون دنیا معجزه نکرد این دنیا سر خانوم بازی معجزه میکنه... -------------------------------------------------------------------------------- بود يك جوان مومن و پارسا فقط اهل قرآن و اهل دعا روح اله خميني را نام بود و جدش پيغمبر اسلام بود به فيضيه شد سالها اين جوان بياموخت انواع علم و زمان بدانست كه باطل شود هر نماز به گوزيدن و گاه راز و نياز بياموخت احكام خوب لواط كه بس بود شيرين چو آب نبات براي يبوست بخوان اين دعا چو داري اسهال بگو آن ثنا -------------------------------------------------------------------------------- جعبه سیاه حسین فهمیده رو پیدا میکنن، بررسیش میکنن میبینن آخرین لحظاتی که داشته کشته میشده میگفته، هل نده آقا! جون مادرت هل نده! بی شرف هل نده! ای مادر قحبه! -------------------------------------------------------------------------------- جوکهای اسلامی زیر 10 سال... بعدی: بهشت اسلامی، یا فاحشه خانه ملکوتی؟



یکشنبه 6 آبان1386 |
Blog Skin